Emad: My Idea about Everything

پيشنهاد: به نظر من براي فعال كردن بچه ها تهديد جواب نمي دهد چون ميل نزدن بچه ها از روي لج بازي نيست بلكه از روي نداشتن موضوع است به همين دليل پيشنهاد من اين است كه هر هفته يك موضوع را به عنوان موضوع هفته انتخاب كنيم و همه اعضا نظرشون را در مورد آن موضوع بفرستند بعد هم مثل الان هر كي هر چي خواست براي گروه (علاوه بر آن موضوع) مي فرسته تا مثل مسئله اخير بچه ها از روي بي موضوعي مجبور به فرستادن ميل هايي مانند ميل سيد علي و يا نامه هاي يك خطي نباشند.
و اگر بچه ها با پيشنهاد من موافقند (بعد از موافقت owner ها و مارال (۳م (مسيح مارال مهرآفرين)) ) به پيشنهاد من موضوع اين هفته هم موضوع تكراري و كسالت آور، مهندسي بودن يا نبودن رشته مان باشد كه فكر مي كنم من و مهدا به اندازه كافي در اي مورد حرف زديم (ولي مطمئن باشيد من تا برداشته شدن كلمه engineering از عنوان group دست از سر مسيح بر نميدارمjoking: )ولي خيلي خوب مي شد group ما هم polling داشت تا مي ديديم نظر بچه ها چيه؟
علاوه بر اين مي تونيم از دكتر نوريان هم توسط e-mail دعوت كنيم كه در بحث ما شركت كنه( با فرستادن موضوع هفته براي دكتر و تقاضاي پاسخ از ايشان)
در آخر بايد از مهدا به خاطر توجه اش به وجهه group تشكر كنم
ميل در ميل: اول مي خواستم يه ميل در مورد شخصيت مجازي (virtural personality ) بنويسم كه منصرف شدم اما
در مورد ميل سيد علي: نمي دونم چرا دقيقا خلاف پيش بيني من رخ داد من توقع داشتم بعد از آن ميل كذايي شديد ترين عكس العمل ها (به قول مهر افرين) از اناث group باشه چون پسرها بيشتر سيدعلي رو مي شناسند و به قول صالح كه مي گفت من با صداي سيدعلي ميلشو خوندم (مثل تو فيلما) ولي برعكس مارال و مهدا در يك اقدام كاملا جنتلمنانه! پاسخي كاملا منطقي دادند ولي مسيح ومحمد...
البته بگم خود منم وقتي اون ميلارو خوندم تصميم گرفتم جواب اونو بدم ولي فكر كردم اگر شدت ارتباط محتويات ميل با نظر نويسندش بدونم جوابم قطعا منطقي تر خواهد بود طبيعيه وقتي كسي چيزي براي نوشتن نداشته باشه و تهديد به مرگ بشه مجبور مي شود صورت مسئله رو پاك كنه و كار بقيه رو كم ارزش كنه بايد بگم با شناختي كه من از سيدعلي دارم جواب و معذزت خواهي اونم حرف خودش نيست (شايد ربطي به همون شخصيت مجازيه داشته باشه) قطعا اونو در آينده بهتر خواهيد شناخت. باز هم از مارال و مهدا به خاطر رفتارشون تشكر مي كنم.
اما در مورد عبداللهي: كه نحوه برخورد با او يكي از مهمترين بحث هاي كلاس در هفته گذشته بود يك ضرب المثل هست (نمي دونم كجايي ازكيه يا حتي ضرب المثل هست يا نه) كه مي گه دشمنو تبديل به مخالف كن مخالفو به منتقد منتقدو به بي طرف بي طرفو به دوست و دوستو به خودي (ضمن اينكه من خودم هيچ لجبازي يا ممارست در مخالفت با جمع را در او نمي بينم) هر چند من خودم غير خودي ام تا مرحله دوست بيشتر جلو نيومدم
در مورد ليست خوب ها و بد ها: به نظر من همون طور كه هفته پيش استادا رو به بهانه جشنواره دست به سر كرديم بدهاي اين دفعه هم به همون بهانه بي خيال بشيم (خطاب به مسيح) و از هفته بعد دربارش فكر مي كنيم اما درباره روشش لازم نيست زياد فكر كنيم چون خود Yahoo! پيش بينيش رو كرده و مي تواني از خاصيت Ban استفاده كني. اما در مورد ليست خوب ها با عنوان فعالترين (براي خودم) زياد موافق نيستم چون ميلام چه از لحاظ كيفي وچه از لحاظ كمي روز به روز داره سقوط مي كنه (شايد به همون ضرب المثله مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد ربط داشته باشه اما دريغا از مستمع وصد دريغا از صاحب سخن) به هر حال به نظر من جاي مهدا در ليست خوب ها خاليه.
انتقاد از مسيح: چرا هيچ وقت با عنوان عضو group ميل نمي فرستي حداقل هيچكي جواب سوالتو (به غير از مهدا و من) نداد خودت جواب خودتو مي دادي.
پيشنهاد به مهرآفرين و صالح و مسيح: به خدا اين weblog ها رو براي همين ساختند اين مطالبي كه مي نويسيد حيفه.
توضيح به مارال درباره تغيير رشته ش: هر چند من مطمئنم كه تغيير رشته نمي دي (حاضرم شرط ببندم) ولي چندتا توضيح دارم كه لازمه كه بشنوي درباره علوم كامپيوتر بايد بگم هيچ ربطي به كامپيوتر نداره وصرفا رياضي محضه مي توني تحقيق كني اما در مورد فيزيك دو تا پيشنهاد برات دارم اوليش اينكه يكي از رفيقاي من الان در حالي كه سال چهارمه داره فوق ليسانس فيزيك سريف رو مي خونه و نصف واحداي دكتراش هم پاس كرده الان از بزرگترين دانشگاه ها و مراكز فيزيك جهاني invite داره اگه مي خواي مشورت كني فكر كنم فرد مناسبي باشه اما دومي كه مهمتره پيشنهاد مي كنم ليست خودكشي هاي رشته فيزيك دانشگاه شريف در طي همين سال گذشته نگاه كن (كاملا جدي) براي مثال همين سال گذشته يكي از استادهاي تحصيل كرده در آلمان دانشكده فيزيك خودش از طبقه پنجم در قسمت آونگ پرتاب كرد پايين خودت بهتر مي دوني چه اتفاقي براي كسي كه اين كارو مي كنه مي افته (در مورد ليست معتاداش صحبت نكنم بهتره)(اصلا قصد ترساندنتو ندارم اول رفيقمو مثال زدم كه هر دو حالتوش بدوني علاوه بر اينكه پسرخاله منم فيزيك مي خونه) اما در مورد متالوژي نمي دونم يك انسان چه جوري مي تونه هم به فيزيك علاقه داشته باشه هم به شيمي (و هم به رياضي)! نتيجه گيري: به قول يكي از سال بالائي هامون افتادن تو شهرسازي سخته مشروط شدن محال فكر نمي كنم رشته آسون تر از اين رشته پيدا كني (روي صنايع رو از گلابي بودن كم كرده) كارشم كه ازون رشته ها بيشتره و در آخر پيشنهاد مي كنم با دكتر نوريان هم صحبت كني خيلي مفيده!
(يك نكته كاملا بي ربط : توجه كرديد فراواني اسماي ( بچه ها) كه با م شروع ميشه و فاميلي هايي كه با ش شروع مي شه چقدره البته تعداد علي هاي كلاس هم (۱۲/۴) جاي خود داره)
براي صرفه جويي در تعدادميل اكثر حرفامو تو يه ميل نوشتم
اميدوارم خسته نشده باشيد
عماد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر