No. 2 zalil va havij

--- In ifupe2003@yahoogroups.com, wrote:
ادامه ...

روزهاي نخست با جنگي خونين ميان عناصر اناث و ذكور سپري ميشد . دروس هر روز شيرين تر و دل انگيز تز از پيش ميشد و به لذت تحقيق نيز آراسته ميگشت (گل بود و به سبزه نيز آراسته شد) طي اين ايام به كام ، اينجانب به دو صفت بس گرانقدر ?ذليل? و ?هويج? ملقب گشتم . كه اولي از باب نيت شوم فيصلهء جنگ خونين كذا و دومي از بابت رنگ مورد علاقه ام بود بگذريم كه من هم از رو نرفتم و هر روز ذليل تر و هويج تر شدم! ذليل تر ، از آن رو كه اهتمام شديدتري به ايجاد روابط حسنه اناث و ذكور ورزيدم و هويج تر از آن رو كه هر روز يك عنصر نارنجي بر خويشتن افزودم .
آب نبات چوبي خوردن ها ، نارنجي پوشيدن ها ، حلاليت طلبيدن ها ، برگردان زدن ها ، تيكه پراندنها و خون خواهي ها ، هر روز جامعه مهندسين شهرساز را با بحراني جديد مواجه مي ساخت كه اگر خودم هم جزئي از اين بحران نبودم ، مطمئن مي شدم كه كار ، كار انگليس هاست !
تنها اميدمان (بيان تصويري) نيز با شكستن دست استاد به نااميدي بدل گشت .
در راستاي ايجاد روابط حسنه ، يك برنامه فرهنگي، سياسي (بيشتر سياسي) كوه پيمايي ترتيب داده شد كه با حضور ۴ نفر از عناصر اناث و يك عنصر ذكور به خنكاي اعلا پيوست ! توضيح اينكه از مابين ۳۸ مهندس شهرساز فقط اين تعداد در محل حاضر شدند . و باري ديگر مهندسان شهرساز همبستگي خويش را با تجمع عظيم خود در ميدان تجريش به منصه ظهور رساندند ...
ادامه دارد ..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر